سخنانی میان من و تو ...
ای خداوند من ! ای کارساز مردم بی کس و ناتوان و ای سنگر حوادث سهمناک ...چون ما را تنها گذاری که تواند یاریمان کند و چون تو ما را ناتوان خواهی کیست که ما را نیرومند گرداند ؟رشته همه اینها در دست توست و گریزگاه همه ما سوی تو .ما به ناتوانی خود اقرار می کنیم ... پس به آنچه وعده داده ای عطا فرما و آنچه را عطا کرده ای کامل کن .که تو بر هر چیز توانایی و این ها بر تو آسان است ...
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 19:1  توسط طاهره اسلامی | 
خدایا! محبت تو را می‌خواهم و دوست داشتن کسی که تو را دوست می‌دارد و دوست داشتن هر کاری که مرا به نزدیک شدن به تو وصل نماید و تو را برایم از هرچه غیر توست دوست داشتنی‌تر می‌کند و اینکه محبتت مرا به رضای تو وا دارد و شوقم به تو مرا از سرکشی در برابرت باز دارد…

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 18:10  توسط طاهره اسلامی | 
خدایا تو می دانی ما را چه می شود و ما خود نمی دانیم که ما را چه می شود ... پس تو نجاتمان بده

ای آنکه بی آنکه بگویم شنیده ای ...


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 9:17  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارا... مرا بازدار از اینکه انسان بینوا را فرومایه پندارم ، یا گمان کنم که انسان توانگر ، فضل و برتری دارد .. در مقابل ، مرا بازدار از اینکه انسان توانگر را متکبر و بخیل پندارم و یا گمان کنم که بینوایان همواره فضل و برتری دارند ... چیزی که از تو می خواهم تعادل است ... که بدانم شریف کسی است که فرمانبرداری تو او را شرافت بخشیده باشد و عزیز کسی است که از بندگی تو عزت یافته باشد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 12:8  توسط طاهره اسلامی | 
خدایا به تو پناه می برم از حرف ناخواسته و بی منظوری که محبت بین افراد را کم کند یا از بین ببرد ... به تو پناه می برم از عملی که از سر غفلت رنجشی در قلبی ایجاد کند و به تو پناه می برم از فکر نسنجیده ای که سبب غرورم شود ... و در این لحظه همه خواسته ام از تو این است که کمکم کنی تا این خود نهفته در درونم را بهتر بشناسم ... ای مهربانترین وجود هستی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 2:18  توسط طاهره اسلامی | 

خدای مهربانم ... کمکم کن که تو همه چیزم باشی ...همه آن چیزی که از بودن در این دنیا می خواهم ... کمکم کن آنچه را از تو می خواهم بفهمم  ..

خدایا .حقیقت آنچه که می خواهم را به من بنما ...خدایا اگر اراده تو بر آن است که آنچه را که می خواهم از من بستانی تا چیزی بهتر از آن را نصیبم کنی من تسلیم خواست تو می گردم .. در این راه از تو می خواهم تا آرمش و صبر به من عطا کنی تا آرام بگیرم و آنچه را در راه رضایت تو کنار می گذارم با قلبی سالم و درونی بی تنش رها کنم و جای آن محبتی به من عطا کن که هرگز با چیزی جایگزینش نکنم ... خدایا بهترین طلب را بر زبانم جاری کن و آن را وسیله ساز برای نزدیکی بیشترم به تو که تویی مهربان ترین مهربانان

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۱ساعت 12:40  توسط طاهره اسلامی | 
خدایا ، ما جاهلان تنها به نوری از تو راضی هستیم ... نوری که با آن ببینیم و جهلمان را بفهمیم ... این خود شروعی بزرگ است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 0:36  توسط طاهره اسلامی | 

مجری می گوید هیچ لذتی بالاتر از لذت داشتن استقلال و آزادی در راستای فرهنگ اسلامی نیست ... اگر این طور است خدایا از تو می خواهم این لذت را به ما بچشانی ... اینان می گویند این لذت را ما چشیده ایم ... اگر راست می گویند که ما را هدایت فرما و اگر دروغ می گویند اینان را هدایت فرما .............................................

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی ۱۳۹۰ساعت 21:18  توسط طاهره اسلامی | 
خدایا ... در این شب با تو عهد می بندم تا تمام تلاشم را کنم تا بهتر باشم ... تو از من قبول کن ... و من را در این راه تنها نگذار ... خدایا از صمیم قلبم راضیم و خوشحالم اگر کسی خطی از کلامم را بیان کند و با آن خو بگیرد یا آرامشی یابد ... می دانم همه این همه تنها لطف و عنایت بی کران توست ... که اینگونه مرا لبریز می کنی ... از تو ممنونم . خیلی ساده و پیچیده ... و از تو ممنونم که نمی گذاری بخیل باشم تا آنچه بر زبانم جاری می کنی را تنها برای خود و به نام خود بخواهم ... که همه این همه کلام توست و ذکر تو ... خدای خوبم ... به زبان کسی که فقط ساده می تواند با تو سخن بگوید از تو می خواهم که ببخشیم که این همه کم یادت می کنم ... کم سراغت را می گیرم ... کم دلم می گیرد ... کم به تو سر می زنم ...کم می خوانم و کم می دانمت . نمی دانم این همه نادانی چگونه مرا فرا گرفته و این همه ادعای دانایی از کجا آمده و به کجا می خواهد برود ... وای بر من اگر به این راهم ادامه بدهم . از تو می خواهم به نام نامی آنی که امشب شب آخرین شب وداعش با تو را بزرگ داشت ... به نام حسین ... که کمکم کنی و تنهایم نگذاری ... کمکم کنی و قلبم را بزرگ کنی تا بیشتر صدایت کنم . سراغت بیایم و همیشه یادت باشم ... ایمان دارم که آنگاه که از تو بخواهم صدایم را می شنوی و خواسته ام را اجابت می کنی ... چون این بهترین خواسته ایست که تا کنون از کسی خواسته ام و آن هم نه هر کس ... بزرگی بی همتا چون تو ...
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۰ساعت 21:7  توسط طاهره اسلامی | 
دلم کشید به جای سر زدن به فیسبوکم برای تو بنویسم ... و کاش دلم بیشتر از این نقش ها می کشید و کاش کمتر یادم تو را فراموش می شد! دلم می خواست تا هر روز آنگاه که با پرتو شرقی خورشید از خواب برمی خیزم و هر شب که با جستجوی ستاره ای در دل آسمان لخت بی ستاره به خواب می روم نام تو را بر زبانم می بردم و با یاد تو روزم را آغاز و شبم را پایان می دادم ... دلم می خواست تا مثل آن روز که دلم برایت پر کشید و قلبم سرشار از سپاس شد ....هر لحظه دلم برایت پر می کشید و هر آن قلبم سرشار از سپاس می بود . دلم همه این لحظه های ناب را از تو طلب می کند . از تو که همه چیزی ... از تو که بی آنکه بگویم می دانی ... از تو که از شور نفسهایم کلمات دلم را می شنوی ... اما  با همه اینها من هم دلم می خواهد بگویم . چون زیباست برای چون تویی گفتن ...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ساعت 16:12  توسط طاهره اسلامی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.

نوشته های پیشین
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
آرشيو
نویسندگان
طاهره اسلامی
طاهره
پیوندها
فیلمنامه من و تو-طاهره
کاکو شیرازی
دلنوشت-سید مهدی طاهری
دست نوشته ها-علیرضا طاهری نیا
حرفهای نا تمام-رسول
سامی یوسف
تفکر نو
عشق به افق خورشید-سید مهدی شجاعی
رحیق مختون-باران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM