![]() |
![]() |
|
| سخنانی میان من و تو ... |
|
بار الها ... در این روز ما را از شر دنیا و آنچه در آن است در امان دار و در مقابل به ما خیر و نیکی آن را عطا فرما . هر آنچه که در این دنیا از ماست و دور از ماست ، به لطف خود به ما باز گردان ... نعمتهای بی پایان خویش را روزی ما بفرما . امور ما را به لطف خود اصلاح بفرما ، و ما را در آنچه به آن امید داریم ناامید باز مگردان . آمین..... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 10:9 توسط طاهره اسلامی |
|
|
تو آن خدایی که به پایان نمی رسی ، محدود نیستی ، وچون به صرتی مجسم نمی شوی ، به ادراک در نیایی . تویی که رقیبی نداری تا با تو رقابت کند و همتایی نداری که بر تو برتری یابد . پاک و منزهی ای خدای لطیف ، چه بسیار است لطف تو ؛ ای خدای مهربان ، چه بسیار است مهربانی تو ؛ ای خدای حکیم ، چه بسیار است دانایی تو؛ پاک و منزهی تو که به نیکی ها دست خود گشوده ای و هدایت همه از جانب توست ، و تو آن را به ما آموخته ای . پس هر که برای دین یا دنیای خود از تو چیزی خواست ، لطف و احسان تو را دریافت ...پس تو نیز به سبب رحمت بی پایانت ، زبان مرا به هدایت گویا کن و پرهیزکاری را به من الهام فرما ، و مرا به آن کاری که پاکیزه تر است موفق بدار و به هر چه پسندیده تر است برگمار . خدایا ، مرا به والاترین راه رهنمون باش و چنان کن که بر دین تو بمیرم و بر دین تو زنده شوم ... آمین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 6:31 توسط طاهره اسلامی |
|
|
"ساده می نویسم . به تو , که تمام فضای تنهایی هام رو پر می کنی . .. به تو که همیشه نزدیکی... به تو که صدام رو می شنوی و به حرف دلم گوش می دی.. ساده می نویسم برات که ساده گویی من چیزی از بزرگی و عظمتت کم نمی کنه . واسه تو که راز همه نجواهام پیش توه . و برای تو که تنها ترین تنهایی . برای تو که هر روز بارها وبار ها بهت میگم راضیم به رضات ... " |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:7 توسط طاهره اسلامی |
|
|
بنام خداوند بخشنده مهربان . که هیچ خدایی جز او نیست . و هیچ خدایی جز او آفریننده آسمانهای بلند مرتبه و پروردگار جهانیان نیست . سپاس و ستایش هم او را که پباهگاه هر موجودی است . پس به تو پناه می برم و از تو می خواهم که هدایتمان کنی بسوی آنچه سبب گشودن درهای رحمتت بروی ما می گردد ، و آنچه مراتب غفران و آمرزشت را فراهم می آورد . و گرایش به سمت خوبی و رهایی و سلامت از هرچه گناه و بدی است را روزیمان گردانی. خدایا ، بر ما باقی مگذار گناهی را که نبخشایی و غمی که راه آن را نگشایی و دردی که شفا ندهی و ترسی که ایمن نسازی . و عیبی که نپوشانی و رزقی که وسعت نبخشی . و نگذارحاجتی را جز آنکه در راه رضای تو باشد و در آن صلاح و تقدیر ما رقم خورده باشد . ای پروردگار مهربان . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:3 توسط طاهره اسلامی |
|
|
پروردگارا. بهترین و والا ترین آرزویم تویی. رسیدن به تو و آرام گرفتن در جوار تو و نیت و عمل خالص در راه تو . عالم را از سر رحمت آفریدی و منت نهادی و از گمراهی ام به هدایت رهمنون گشتی . و از سر فضل و کرم خویش به بارگاه ملکوتی خویش خواندی و واله و شیدایم کردی . و من هیچ ندارم جز آرزوی نیایشی دیگر در آستانت . و آرزوی نیکبختی و آسایش بر تمام بندگانت . آنان که در شناسه جانم قرار دارند ... همگی را آرام و آسوده ، آنچنان که شایسته خداوندی توست ، به سوی خویش رهمنون باش و از شز هر گزند و بدی دنیا و آنچه در آن است در امان دار ، ای برترین آرزوی آفریدگان و ای مهربانترین مهربانان .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 19:23 توسط طاهره اسلامی |
|
|
پروردگارا، رو به سوی تو دارم ... پس سوگند به عزت و شکوهت که همانگونه که صدایم را می شنوی، دعایم را اجابت کن و مرا به آرزوهای نیکم برسان و از فضل خود نا امیدم مگردان و مرا از گزند دشمنانم رها نما ... ای آنکه زود از بندکانت خشنود می شوی ، ببخش کسی را که جز مناجات برگ و نوایی ندارد . آری تو هرچه خواهی آن کنی . نامت غفران و یادت درمان و اطاعتت بی نیازی وسامان است ببخش آنکه ا که سرمایه ای جز امید و تحفه ای جزنجوا ندارد . ای تمام کننده نعمت ها . ای رفع کننده محنت ها ، و ای روشنای دل وحشت زده من در تاریکی ... بر محمد و خاندانش درود و رحمت فرست و با من آنگونه رفتار کن که تو را سزد نه آنگونه که مرا سزد . ای شنوا و بینا و ای مهربان .........................آمین |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 4:30 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ... ای آنکه به او تکیه دارم ، ای آنکه از همه احوالم به او سخن می گویم و ای آنکه به سوی محبتش دست نیاز دراز کرده ام ... اعضا و جوارحم را بر انجام خدمتت نیرومند ساز و دلم را به عزم آستانت قوی دار و در پیوستگی خدمتت مداومت ده . تا در میان شتابندگان به درگاهت بشتابم و در میان دلباختگان مقام قرب تو ، دل گشایم و همچون مخلصان به در گاهت نزدیک شوم و همانند یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمتت همراه با مومنان درآیم ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:38 توسط طاهره اسلامی |
|
|
ندارد پای عشق او دل بی دست و بی پایم که روز و شب چو مجنونم سر زنجیر می خایم میان خونم و ترسم که گر آید خیال او ز بی خویشی خیالش را به خون دل بیالایم ...................... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 23:16 توسط طاهره اسلامی |
|
|
به آخر هفته که نزدیک می شویم ضربان قلبم شتاب می گیرد ...خدایا ... نمی دانم چه سری در این روزها نهفته است که مرا پریشان می کند ، شبهای چهارشنبه در انتظار پنجشنبه ام .غروب پنجشنبه سرشار از سرور و شادی ام و باز انتظار... انتظار تو ، انتظار نشانه و حجت تو... و شبهای جمعه ... تمام سخن است و نجوا ... میان من و تو ... از آنچه در دلم می رود ... و آنچه از مهر که بر من روا می داری ... و من چه دارم جز اینکه بگویم معبودم بر عذابت صبر توانم ، اما بر فراقت نتوانم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 23:5 توسط طاهره اسلامی |
|
|
پروردگارم . معبودم .مولایم ... بر محمد و خاندانش درود فرست و ترس اندوه عذاب و شوق پاداش موعود را روزیم کن تا لذت چیزی را که تو را برای آن می خوانم و غصه چیزی را که از آن به تو پناه می برم ، دریابم . خدایا ، تو خود می دانی که سامان کار این جهان من در چیست ، پس با مهر بزرگ خود به خواسته هایم توجه فرما . سینه مرا از رشک و حسد تهی گردان تا بر هیچیک از بندگانت به سبب احسان تو به ایشان حسد نبرم ... و یاریم ده که اگر می بینم که به یکی از بندگان خود در کار دین و دنیا و تندرستی و پرهیزکاری و توانگری و آسودگی ، نعمتی داده ای ، من نیز از تو و به یاری تو ، برای خود برتر از آن را آرزو کنم تا به سبب آن در راه تو قدم بردارم . ای آنکه یکتا و بی همتایی ... یاریم کن تا خشنودی تو در حق دوستان و دشمنانم را بر خشنودی خود ترجیح دهم ، آنگونه که دشمنم از بدی من در امان ماند و دوستم از هواخواهی ناحق من نا امید گردد . و مرا از کسانی قرار ده که هنگام آسودگی ، تو را مخلصانه می خوانند ، آن سان که بیچارگانت هنگام درماندگی ...آری تو ستوده و بزرگواری ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 19:21 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا در این صبح زیبا بر بهترین بندگانت سلام مرا برسان . معبودا، چون غمگین شوم ، تو همه چیز منی وچون محروم گردم ، امید و آرزویم تویی . و چون مصیبتی به من رو کند به درگاه تو زاری کنم و هر چه از دست من رود پیش تو باقیست و هر چه تباه گردد ، به صلاح آوردن آن با توست و هر چه ناپسند تو باشد ،آن را دگرگون سازی . پس بر من منت گذار و پیش از رسیدن بلا تندرستی ام ده و پیش از آنکه نیازمند گردم ، توانگرم فرما ، و یش از آنکه گمراه شوم راه راستم بنما . رنج آزار بندگان را از من بردار و آسایش روز رستاخیز را به من ببخش ، و نیکی هدایت را به من ارزانی کن . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 8:0 توسط طاهره اسلامی |
|
|
به نام تو که جز تو هیچ مونسی نیست ... و سلام بر تو و بر بندگان صالحت ، که خالصانه برای تو پاک گشتند و بی پیرایه در راهت قدم برداشتند . خدای خوبم ، در هر کارم از تو یاری می خواهم . آنچه که من می خواهم را بر من روا مدار که من ازخیر و شر آن ، آنگونه که تو واقفی، غافلم . پس به تو پناه می برم لز شر دنیا و آنچه در آن است ... و از تو می خواهم که بر آنچه که بر من ناگوار است ، اما خواست توست به من صبر عطا کنی تا به رضای تو خشنود باشم و در هر حال شکرگذار . ای مهربانترین مهربانان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 22:28 توسط طاهره اسلامی |
|
|
بار الها ... نا آرامم ، آرامم کن . بی قرارم . قرارم بده . پروردگارم . من به خویش ستم می کنم و یاد تو را فراموش می نمایم. و پنداشتم آنچه عمل می کنم از سر دانش است حال آنکه بسیار نادان بودم و در نادانیم اصرار کردم . ... اما در همه این احوال تو به یاد من بودی و نعمتت همواره همراهم بود . ای مولای من ، چه بسیار زشتیها که بر من پوشاندی و چه بلاهای سنگین که از من دور نمودی . چه لغزشهایی که مرا از آن باز داشتی و چه بسیار ناراحتی ها که از من جدا نمودی ... و چه بسیار نام نیک و مدح و ثنا که شایسته اش نبودم و آن را در میان بندگانت از من منتشر ساختی . پس چگونه تو را سپاس گویم که سپاس من بس بی مقدار است و در خور حقارتم . پس مولای من به عزتت از تو می خواهم که بدی اعمالم مانع اجابت دعایم نشود و مرا به آنچه که از اسرار پنهانی ام می دانی رسوا نسازی . به بزرگیت و مهربانیت سوگند که در همه حال با من مهربان بودی و عطوفتت همیشه همراه من بوده . پس من جز تو چه کسی را دارم که در امورم توجه کند و مهرش را اینگونه نثارم سازد . ای معبود من و ای مولای من و ای مالکم و کسی که اختیارم به دست اوست . از تو خواهانم که به حق ذات مقدست اوقاتم را در شب و روز به یاد خویش مشغول ساز و در خدمتت پیوسته دار و اعمالم را در درگاهت مقبول گردانی تا اینکه اعمالم و ذکرم و سخنم ، همیشه برای تو باشد و در همه حال در خدمت تو آرام باشم ... ای آنکه تکیه گاهم اوست .. و نیرو و توانم از اوست . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 14:41 توسط طاهره اسلامی |
|
|
امشب نمی نویسم . اما در دلم آرام نام تمام آنهایی را می برم که تصویر خاطره شان سریع تر از ذهنم گذر می کند ... اما به نام او که می رسم ...........
او را ندیدم .. اما آرام نامش را می برم و زیر لب می گویم ...خدایا........... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 23:38 توسط طاهره اسلامی |
|
|
ای آن که صداها تو را از شنیدن صدای من باز نمی دارند . و ای آنکه سوال سوال کنندگان تو را در خواسته ام به خطا نمی اندازد و ای آنکه اصرار بندگان مصر تو را از آنان خسته نمی کند . خنکای بخششت را به من بچشان و گرمای رحمت و مغفرتت را به من ارزانی کن . خدایا ... مناجاتهای من ، نه برای آن است که تو خواسته یا به آن محتاجی ، و رغبت و میلی در آن نیست بجز فروتنی و اطاعت امرت و اینکه اجابتم کنی و به من پاسخ دهی که خود گفتی : بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را . پس مرا به آن فرمان دادی . پس تو ای پروردگارم ، اگر در آن خلل و نقصی است بر من ببخش و مرا به آن مواخذه ننما و مرا با قبول این تحفه ناقابل سرشار از رحمت خود گردان . ای مهربان ترین مهربانان. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 7:24 توسط طاهره اسلامی |
|
|
در زیبا ترین طلوع دنیایت به تماشا نشسته ام و می پندارم که چگونه هر آن زیبا تر از لحظه قبل را به تصویر می کشی ... آه ای معبود من . تو آن خدایی هستی که صدایم کردی و اجابتم نمودی بی آنکه صدایت کنم . و مومنم پنداشتی بی آنکه ایمانی آورده باشم . و از ظلمات مرداب نفسم بیرونم کشیدی و به تلالو دریای وجودت کشاندی بی آنکه بدانم کجایم... پس کدام کلام گویای عظمت و لطف بی اندازه تو به من است . کدامین شکر هم مقدار محبتت در حق من بوده و کدام ندا گویای حالی است که بر من می گذرد ... هیچ... مگر آنی که صدای بی صدایش را فقط خود می شنوی .
وه که این طلوع زیبا بی غروب ترین طلوع روزگارم بوده و هست ... به شکرانه آن هر صبح و هر طلوع عاجزانه دست به دامن کلام می شوم تا شاید اندیشه ای باشد پیشکش محبتت و از تو می خواهم که پس از این طلوع زیبا که به روزگارم ارزانی نمودی به لطف خود هیچگاه تیرگی غروب دلم را بر تلالو روشنای افق اشراقت مستولی نکنی که همه آن از خواست کبریایی توست پروردگارم. پس به لطف خود بر محمد و خاندان پاکیزه اش درود و رحمت فرست و مرا در میان همنشینان آن بندگانت که حق شکر تو را بیش از همه ادا نموده اند قرار ده که هر آنچه خیر و نیکی بر من می گذرد از جانب توست ای مهربانترین مهربانان . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 8:33 توسط طاهره اسلامی |
|
|
درهمه حال و در همه وقت تو یاورم باش. مرا در پناه خود درآور که جز درگاه تو مرا پناهگاهی نیست. معبودم... آن زمان که از نیایش تو و یاد تو غافل می شوم آسمانها و زمین آنقدر مرا تنگ می آید که نفسم از تحمل آن لحظات به شماره می افتد . دلم میگیرد و سنگینی دنیای بی تو مرا از پا در می آورد . پس تو مرا هدایت کن و در روشنای نور خود درآور که تویی آن معبود بی همتای هدایتگر.......
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 21:23 توسط طاهره اسلامی |
|
|
ای معبود من ، تو را می ستایم و تو سزاوار هر ستایشی . بدان سبب که در حق من نیکی ها کردی . و نعمت های فراوان به من بخشیدی و عطایای بسیار ارزانی فرمودی... تو درباره من چندان خوبی و احسان کرده ای که دست شکر و سپاس من از آن کوتاه است. تو مرا از تاریکی و ظلمت نفسم رهایی بخشیدی و به روشنایی نور هدایت خود رهنمون گشتی . و همواره یاورم بودی . ای معبود من , هرگاه از تو چیزی خواسته ام تو را بخیل نیافته ام و هرگاه آهنگ دیدار تو کرده ام ، گرفته و در هم نبودی ، بلکه دیدم که دعای مرا می شنوی و آنچه خواسته ام عطا می کنی و در هر حالی که هستم نعمتهای فراوان از جانب تو بر من ارزانی شده . از این رو نزد من تو درخور ستایشی . معبود من ، دل بریدن از همه کس و پیوستن به خود را به من عنایت کن و چشمان دلم را با فروغ نگاه کردن به خود روشنی بخش . تا اینکه چشمان دلم پرده های نور را ز هم شکافند و به سرچشمه بزرگی تو راه یابند . خدایا ، من از تو عشق تو ر می خواهم و عشق به دوستان تو را . و اینکه به کاری پردازم که مرا به دوستی ات برساند. و چنان کن پروردگارم ، که عشق تو پیش من ، از خودم و خانواده ام و آب گوارا محبوب تر باشد. آمین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 7:26 توسط طاهره اسلامی |
|
|
به نام پروردگار هستی بخش مهربان بار الها ، تو بزرگ و بخشنده ای و نعمتهای بی شماری به من عطا کرده ای . بخاطر همه نعمتهایی که به من دادی تو را شکر می گویم . تو بخشنده ای و مرا نعمت بزرگ سلامتی بخشیده ای ، حال آنکه اگر اراده تو برآن قرار نمی گرفت من قادر بر تغییر چیزی نبودم و ضعف و نا توانی جسمم بر من غالب می شد . من این نعمت بزرگ را شکر می گویم قبل از آنکه هر آسیبی از دنیا بنا بر مشیت تو آن را به مخاطره اندازد . پس ستایش ازآن توست بر این سلامتی که همچنان از آن بر خوردارم . معبود من ، حال که ا ز نعمت سلامتی بهره مندم نمودی و روزی های پاکیزه خود را بر من گوارا ساختی و مرا در طلب خشنودی و بخشش خود به نشاط آورده ای و به فرمانبرداری خود توفیق دادی و نیرو بخشیدی تو را سپاس می گویم . خدایا ، بر محمد و خاندانش درود فرست و آنچه را خود برای من می پسندی در چشم دلم آراسته گردان و آنچه که اراده نمودی بر سرم آوری را بر من آسان ساز . مرا از پلیدی گناهان پیشین پاکیزه کن و از گزند آنچه کرده ام دور فرما . شیرینی تندرستی را در من سبب شکر خود ساز و گوارایی سلامت را یادآور سپاس خود گردان. تنها تویی که بی مزد و منت احسان می کنی و بی شایستگی ما نعمت می دهی . بسیار بخشنده و مهربانی و بزرگی و بزرگوار . |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 7:59 توسط طاهره اسلامی |
|
|
به نام خداوند بخشنده مهربان ای تبدیل کننده قلبها و چشمها به غیر آن , ای تدبیر گر روزها و شبها , و ای متحول کننده حالات و درونیات , ای آنکه رحمت می آوری بر آنکس که بندگانت به او رحم نمی کنند. ای آنکه انسان رانده از هر شهر و دیاری را می پذیری . ای آنکه نیازمندان خود را خوار و خفیف نمی گردانی . ای آنکه دست رد برسینه بندگان پرتوقع خود نمی زنی. ای آنکه نهال کار نیک را می پروری تا آن را به ثمر نشانی و انبوه کنی . و از کار بد چشم می پوشی تا آن را از ریشه برکنی . هر بزرگی در برابر تو کوچک است و هر شریفی در کنار تو بی مقدار . آنان که به سوی غیر تو رو کردند نا امید شدند و آنان که نیاز خود پیش دیگری بردند زیان دیدند . و آنان که در جایگاهی غیر از وادی فضل تو رزق و روزی جستند به قحطی در آمدند . خوان روزی ات برای کسی که نا فرمانیت کند گسترده است و برد باری ات برای آنکه با تو دشمنی ورزد آماده . شیوه پروردگاری تو , نیکی کردن است به بدکاران و طریقتت مهربان بودن با تجاوز کاران , تا آنجا که مدارا کردن تو آنان را می فریبد که توبه نکنند , و مهلت دادنت بازشان می دارد که از گناه دوری گزینند . سرانجام کار همه ما چنان شود که تو خواهی , و بازگشت امورمان به سوی تو باشد . هر چه عمرمان به درازا کشد , پایه های فرمانروایی تو سست نگردد , و چون در کیفر دادن درنگ نکنی , حجت آشکار تو باطل نگردد . خدایا , تو دلیل های آشکار خود را فراوان و پی در پی فرستاده ای و پیش از این حجت های خود را بیان داشته ای . و ما را از عذاب خود بیم داده ای و از سر لطف و مهربانی , تشویق کرده ای و مثل ها زده ای , و مهلت را طولانی ساخته ای , و عذاب ا به تأخیر افکنده ای , حال آنکه می توانستی در آن عجله کنی , و درنگ ورزیده ای , حال آنکه بر شتاب کردن توانا بودی . بی زبانی , مرا از حمد و ستایش تو ناتوان میدارد و در ماندگی از بزرگداشت تو , زبان مرا می بندد و نهایت کوشش من این است که به ضعف و درماندگی خود اعتراف کنم واین ,ای معبود من , نه از سر بی رغبتی , که از سر ناتوانی من است . پس بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان کن که باقیمانده عمر من , برای جلب خشنودی در آنچه می پسندی سپری شود . ای مهربان ترین مهربانان . فرازهایی از صحیفه سجادیه امام زین العابدین (ع) |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 8:5 توسط طاهره اسلامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.
|
| نویسندگان |
|
طاهره اسلامی طاهره |
|
RSS
|