![]() |
![]() |
|
| سخنانی میان من و تو ... |
|
پروردگارم .تنها و تنها یاد تو آرام بخش دل من است و تنها امید به توست که مرا از تلاتم سختی های دنیا رها می کند و به درگاه گشایش تو می نشاند . پس تو دستگیرم باش . بر بهترین خلقت محمد و خاندان مطهرش درود و رحمت بر کران فرست و ما را همنشین ایشان قرار بده . من بنده توام و با تو آرام می گیرم . پروردگارم . هرآنچه بر من روا می داری می پذیرم گرچه در حکمت آن فرو می مانم . تو را همیشه شکر می گویم و به درگاهت امید دارم . آمین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:1 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ، ای پناه بی پناهان و ای همراه بی همراهان . در های رحمت خود را بروی ما بگشا و ما را در سرزمین بی پایان محبت خویش وارد کن . نیکوکاری و حسن نیت و امانتداری را به ما بیاموز . ما را از رنج حسد و تکبر و غرور رها ساز . ما را آسایش فروتنی و ایمان و محبت به مردم عطا فرما . ما را از کدورت بدگویی و بد گمانی و بد خواهی دور نما . به ما توفیق حرکت به سمت خود و عمل خالصانه در راه خود عطا نما . به امید بخشش تو . ای بخشنده و ای بزرگوار . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 9:15 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ، ای آنکه گنهکاران از رحمت تو یاری خواهند. ای آنکه درماندگان به یادکرد احسان تو امان جویند . ای آنکه خطا ییشگان از بیم تو با فریاد بگریند . ای مونس مردم گریزان دور از دیار . ای غمگسار غم زدگان و دلشکستگان .ای فریاد رس بی کسان بی یاور . ای یاور نیازمندان رانده شده . تویی که رحمت و دانشت در همه جا فراگیر شده . تویی که هر آفریده را از نعمت خود بهره مند کردی . تویی که بیش از آنچه کیفر می دهی می گذری . تویی که پیش از به خشم آمدن مهر می ورزی . تویی که ....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:45 توسط طاهره اسلامی |
|
|
پروردگارا، تویی آنکه در امور مهم بخوانندش و در ناگواری ها بدو پناه برند . هیچ بلایی از ما بر نگردد مگر تو آن بلا را بگردانی و هیچ اندوهی برطرف نشود ، مگر تو آن را از دل برنی . آنچه را تو بر من وارد آورده ای ، هیچ کس باز نبرد و آنچه تو به سوی من روان کرده ای ، کسی بر نگرداند . دری را که تو بسته باشی ، کس نگشاید و دری را که تو گشوده باشی ، کس نتواند بست . آن کار را که تو دشوار کنی ، هیچ کس آسان نکند و آن کس را که تو خوار گردانی ، کسی مدد نرساند . پس برآخرین فرستاده ات محمد و خاندان مطهرش درود فرست . ای پروردگار من ، به احسان خویش ، در آسایش برویم بگشا و به نیروی خود ، سختی اندوهم را در هم شکن . و در آنچه زبان شکایت بدان گشوده ام ، به نیکی بنگر و مرا در آنچه از تو خواسته ام ، شیرینی استجابت بچشان . و از پیش خود ، رحمت و گشایشی به من عطا فرما ... و مرا به سبب گرفتاری آن ، از انجام آنچه مرا بدان امر کرده ای و پیروی آیین خود باز مدار . به امید تو ای صاحب عرش عظیم ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:44 توسط طاهره اسلامی |
|
|
پروردگارم . ای آنکه گره کارهای فروبسته به سرانگشت تو گشوده می شود . و ای آنکه سختی دشواری ها با تو آسان می گردد . و ای آنکه راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست ... سختی ها به قدرت تو به نرمی می گراید و به لطف تو اسباب کارها فراهم می آیند . از تو می خواهم که در آن روز سختی که گنهکاران به سیمایشان شناخته می شوند به قدرت خود ، آن روز امانم بده و سختی آن روز را برایم به نرمی مبدل کن . در آن روز که دیگر عذر خواهی من سودی بر من ندارد جز آنکه مشیت تو بر آن رود ... که در آن روز و در همه روزها امر و فرمان از آن توست ... پروردگارم ، مولای من ، جز تو چه کسی پناهم دهد که امن ترین پناهگاهی . با یاد تو دلم آرام می گیرد... که تو مولایی و من بنده توام ...و جز مولا بر بنده چه کسی ترحم نماید ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 14:44 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدای خوبم ، معبودم ، محبوبم ، از تو سپاسگذارم برای هوایی که هر آن ، آن را فرو می برم . و برای نسیمی که با آن صورتم را می نوازی . از تو سپاسگذارم برای آسمانی که با همه وسعتش به من ارزانی داشتی و برای زیبایی درختانی که در این سال ، دیدارشان را برایم میسر ساختی ... و شکوه هر طلوع و هر غروبی که با لطافت ابر و ماه و خورشید ، دوچندان نمودی ، و به سبب آنها یاد خود را در جانم لبریز ساختی. که هر آن اینهمه زیبایی ، مرا در بارگاه عظمتت به زانو در می آورد و در پیشگاه ربانیتت به سجده می افکند ... وه که خداوندم ، پس از آنهمه جفا که از جانب من روانه خطوط محبت تو با من گشت ، باز تو مرا به خویش خواندی و به مهر پروراندی و بر خوان محبت نشاندی ... و اینهمه زیبایی مهمان خانه ام کردی و اینهمه شیدایی مهمان جانم . و اکنون پروردگارم ... اگر مشیت تو پس از آن بر گرفتن نعمت از من است باز تو را شاکرم ... برای همه آن چیزی که در دامنم قرار می دهی و برای همه آن چیزی که از من سلب می نمایی . تو را شاکرم و ایمان دارم که چون تو کسی خیرم را نمی داند و صلاحم را نمی خواهد . پس آرام و صبور ، سر بر دامن ربانیتت می نهم و خود را به تو می سپارم . آن باد که تو می خواهی ... آمین . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:7 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ، معبودا ، ای آنکه که هستیم به دست اوست ، ای آنکه به فقر و گرفتاریم آگاه است ، ای پروردگارم . از تو می خواهم که نفس مرا ببخشایی . نفسی که آن را نیافریدی تا با آن زیانی را بر طرف سازی یا به سودی دست یازی ، بلکه آن را آفریدی تا قدرت خویش را بر آفریدن مانند آن نمایان کنی و آن را دلیلی بر خلقت شبیه آن قرار دهی . پس بر محمد و خاندانش درود فرست و نفس مرا که بر خود بسیار ستم نموده ، ببخشای ، و رحمت خود را بر من بگمار که بار گناهانم را از من بر داری . چه بسا رحمتت به گنهکاران رسیده و چه بسا آمرزشت ستمکاران را در بر گرفته است ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 8:7 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ، بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان مکن که در برابر آنچه به من عطا کرده ای ، به یادت نباشم ، و در برابر آنچه به من بخشیده ای ، از احسانت غفلت ورزم ، و از اجابت دعایم ، اگر چه به تأخیر افتد ، نا امید شوم ، در هر حال که باشم ، خوشی یا نا خوشی ، در سختی یا آسایش ، در عافیت یا بلا ، در توانگری یا تنگدستی ، در بینوایی یا بی نیازی ... خدایا بر محمد و خاندان پاکیزه اش درود و رحمت فرست و توفیقم ده که در همه حال از تو به نیکی سخن گویم و به ستایشت کمر بندم ، و سپاسگزار تو باشم ، تا به آنچه از دنیا به من عطا کرده ای دلخوش نگردم ، و برای آنچه از من دریغ داشته ای اندوهگین نشوم . قلبم را جامه تقوا بپوشان و تنم را به کاری که بر من می پسندی بگمار ، و مرا در برابر آنچه به من روی آورد ، به فرمانبرداری خود ، مشغول دار ،تا آنچه را تو دشمن می داری ، دوست نپندارم ، و آنچه را مایه خشنودی توست ، دشمن ندارم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 6:44 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ، آیا واقعاً تو آنطوری که مرا بخاطر گناهانم در آتش بسوزانی ، حال آنکه به یگانگی تو باور دارم و دلم تو را شناخته و زبانم به یادت گویا شده و قلبم با دوستی تو پیوند خورده و از صداقت درون به وجودت اعتراف کرده ام و مقام و پروردگاریت را فروتنانه ستوده ام ؟ آه ... این گمان چه بعید است ! تو بزرگوارتر از آنی که دست پرورده ات را به تباهی کشی ... یا آن را که پناه داده ای آواره سازی ، یا کسی را که خود ، سرپرستی کرده ای و به او مهر ورزیده ای ، در گرفتاری و بلا رهایش کنی .... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:17 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خداوندا ، دلم را به سوی خود آرام و متمایل نما . توفیق سخن گفتن با خود را از من مگیر ... که دلم تنها با یاد و ذکر تو آرام می گیرد و زخم جانم با بوی خوش سخنان تو مرهم می یابد . نعمتهایی که با آنان روزگارم خوش بود را از من بر مدار که اگر من آنها را شکر نگفتم از غفلت بود و نادانی ، نه از سرکشی ... پس رو به درگاهت می کنم و آرام صدایت می نمایم . یا رب، یا رب، یا رب، یا رب، یا رب، یا رب، یا رب، یا رب، یا رب، یا رب... به حق مهربانی و سخاوتی که تو را با آن می شناسم ، و به نامهای مطهرت و بزرگترین و والاترین صفاتت ، از تو می خواهم که در تمام شب و روزمرا به یاد خود مشغول نمایی و به نعمات خود وصل نمایی وبه خدمت در راه خود بگمتری و اعمالم را از من قبول نمایی ... تا آن زمان که اعمالم و گفتارم همه به یک نام و یک عمل واحد توحید جمع شود و حالم به لطف تو خوش گردد ......... آمین . |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 14:31 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ، به لطف و رحمت خویش رفتگان و در خاک خفتگان را بیامرز و لباس عافیت بپوشان .خدایا ، همه فقیران را از برکت و رحمت خود ، غنی بگردان . خدایا ، همه گرسنگان را به لطف خود سیر بنما . خدایا ، هر برهنه ای را لباس عافیت بپوشان . خدایا ، به کرم خود ، قرض هر آنکه دینی بر گردن دارد را ادا بفرما . خدایا ، همه گرفتاران را به حق عظمتت از سختی رهایی بخش . خدایا ، هر غریبی را به منزل آشنایی برسان . و هر اسیری را از زندان و اسارت رهایی بخش . خدایا ، به برکت خود ، هر فساد و تباهی را از کار مسلمین دور بنما و به امر صلاح مبدل کن . خدایا ، همه مریضان را به لطف خویش نعمت سلامتی ببخش . خدایا جلوی فقر و نیازمندی ما را با بی نیازی و غنای خویش بگیر. خداوندا ، حال بد ما را به حال نیکوی خویش تغییر ده ... و ما را یاری کن تا دین خود را در برابر نعمات تو ادا نماییم . که تو بر هر چیز توانایی ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 6:34 توسط طاهره اسلامی |
|
|
ای آنکه در هر امر نیکی به تو امید دارم ،و در هر شری به امید تو ایمنم ، ای کسی که در برابر اندک بسیار عطا می کنی ، و ای کسی که به هر آنکه از تو بخواهد عطا کنی ... و ای کسی که به او هم که خواهش نمی کند و تو را از مهرورزی و رحمتت نشناسد عطای بسیار داری ، از سر خواسته ام ، همه نیکی دنیا و نیکی آخرت را به من عطا کن و به سبب خواخشم ، هر بدی و شر دنیا و آخرت را از من بگردان . زیرا تو هر آنچه عطا کنی ، چیزی از بزرگی و قدرتت کم نکند . پس از فضل خود بر من بیفزا ای بزرگوار ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 8:15 توسط طاهره اسلامی |
|
|
خدایا ، مهربانا ، معبودا ، پروردگارا ، بر محمد و خاندانش درود فرست و به لطف خود ، آسیب حوادث را از من دور بدار و با نعمتهای خود ، مرا بپروران ، و به کرم خویش اصلاحم فرما ، و دردم را چاره ساز ، و در سایه امن خود پناهم ده ، و جامه خشنودی بر من بپوشان ، و چون کارها بر من پوشیده و مشکل شود ،توفیقم ده که درست ترینشان را انجام دهم و چون امور به یکدیگر در هم آمیزند ، پاکیزه ترین آنها را به من بنما ، و چون مذاهب وملل به ناسازگاری درافتند ، مرا به آن مذهب و راه که بیشتر مایه خشنودی توست ، راهنمایی کن . ......................آمین |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 7:0 توسط طاهره اسلامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.
|
| نویسندگان |
|
طاهره اسلامی طاهره |
|
RSS
|