![]() |
![]() |
|
| سخنانی میان من و تو ... |
|
خدایا در این لحظات عزیز به تو پناه می برم . بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از آرزوی دور و دراز نگه دار ، و چنان کن که با درستکاری دست آرزوها از ما کوتاه شود ، تا ما را امید آن نباشد که ساعتی را پس از ساعتی پایان بریم و روزی را پس از روزی به سر آوریم ، و نفسی را به نفسی پیوند زنیم ، و از پس یک گام ، گام دیگری برداریم . ما را از فریب آرزوها به سلامت دار و از بدی های آنها ایمن ساز ، و مرگ را پیش روی ما مجسم بدار و بر ما مپسند که لحظه ای از یاد آن تهی گردیم . ما را آنگونه به انجام دادن کارهای شایسته موفق کن که بازگشتمان را به سوی تو کند پنداریم ، و در رسیدن به کوی تو حریص تر گردیم . بدان پایه که مرگ برای ما خانه آرامشی شود که در آن بیاساییم ، و جایی دوست داشتنی که مشتاقانه بدان در آییم ، و خویشاوندی که نزدیک شدن به او را دوست بداریم . ما را در حالی بمیران که راه یافته ایم و گمراه نگردیده ایم و طاعت تو را ناپسند نشمرده ایم ، و روی از گناه بر تافته ایم و دست از نافرمانی کشیده ایم . ای عهده دار پاداش نیکو کاران ، و اصلاح کننده عمل تباهکاران ... آمین |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 19:45 توسط طاهره اسلامی |
|
|
به نام خالق هستی بخش ، آنکه با یادش جان می گیرم و بی ذکرش هر دم می میرم . آنکه جان و مال و علم و توان ، هر چه دارم همه از اوست و بر اوست و با لطف اوست . آنکه مرا آفرید و با محبت خود پروراند و در دامان خود طعم هستی چشاند . آنکه پس از خلقتم راه نمایاند و از ظلمات نفسم بیرون رهاند و به مسیر هدایت خویش خواند . و آنکه آب و نانم چشاند و همواره همراهم ماند . اوست که سزلوار ستایش است و سرچشمه بخشش . آنهمه نیکی از آن اوست ، پس چگونه رو به سوی غیر او دارم ؟ نمی توانم ... گرچه کنه حقیقت را ندانم اما از او دست کشیدن نتوانم . همه آفرینش آسمانها و زمین و زیباییهای خلقت نشانه های اوست که مرا با آنان به خود می خواند . آنگاه که صدای پرندگان و برگهای درختان و باد و آب و آفتاب درخشان را در ستایشش می شنوم ، تنها و تنها می خواهم با آنان هم نوا گردم و او را بخوانم که پروردگارم . تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم . ما را همواره به راه راست هدایت کن . راه آنانی که به آنها نعمت داده ای ... دوستان خود و بندگان صالحت. نه انان که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان . آمین. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:15 توسط طاهره اسلامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.
|
| نویسندگان |
|
طاهره اسلامی طاهره |
|
RSS
|