![]() |
![]() |
|
| سخنانی میان من و تو ... |
|
خداوندم . پروردگارم . سرورم . برای گناهانم، بخشنده ای بزرگوار تر از تو و برای خطایایم ، پوشنده ای برتر از تو نمی یابم ، که عمل زشتی را به نیکی ای والا تر مبدل نماید ... خداوندی جز تو نمی یابم . خدایی فقط شایسته توست . پاک و منزهی . تو را ستایش می کنم و شکر بی مقدارم را به درگاه با عظمتت ارزانی می دارم . من به خویش ستم کردم ... و گمان کردم که بیان ایمانم به تو ، بار سنگین مسئولیت آن را از من باز می دارد... اما چنین نیست . تو ایمان مرا امتحان نمودی و من بازنده بودم ... و حال این چنین زار به در گاهت آمده ام و یاوری جز تو ندارم که به او پناه برم . گرچه شرمسارم و روی آمدن ندارم . اما چه کنم که تو بزرگی و امین . پس باز به تو پناه می برم . تویی که مرا همان اول بار آفریدی و سخن گفتنم آموختی و تربیتم کردی و آرامشم دادی . همه نیکویی ها از جانب تو به من می رسد ... پس باز به همین سرا روی می آورم که همین جا مرا آرام می سازد ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:38 توسط طاهره اسلامی |
|
|
حمد و سپاس بی پایان خدایی را که پرورنده جهانیان است . بخشنده و مهربان است و خیر خواه بندگان است . هم او که برای هدایت ما برترین بندگانش را بهترین پایان برای پیام آورانش قرار داد و چه نیکو او را بر انگیخت . پس از او می خواهم که به حق همان مخلوق بزرگوار ، محمد مصطفی - که درود خداوند و فرشتگانش بر او باد – ما را در دامان حضرتش و اهل بیت پاکش قرار دهد . با آنان همنشین نماید و پیرو آنان گرداند . و به برکت آنان ، برکت بر زندگیمان ببارد و به نورشان ، نورانیمان کند و به عشقشان عاشقمان نماید . و این عید مبعث را بر ما مبارک گرداند .آمین |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 17:43 توسط طاهره اسلامی |
|
|
پاک و منزه است پروردگاری که مرا آفرید و هدایت کرد . خدایی که هر کجا باشم او با من است ... و بهترین است . هم او مرا کافیست ... بهترین دوستان و بهترین همراهان است ... تنها یاری او مرا کافیست ... امیدم به اوست و به سوی او باز می گردم. آنچه خواست اوست در جریان است پس دل به او می سپارم و از خشنودیش خشنود می گردم .پس پروردگارم ، رو به درگاه تو دارم و از تو می خواهم که اعمالم را از من بپذیری . یاریم نمایی و مرا در راه خود قرار دهی . هدایتم کنی و بهترین نعماتت را بر پدر و مادرم ، همسرم ، خواهر و برادرم و عزیزانم نازل کنی . از تو می خواهم درهای سلامتی و برکت و نعمتت را بر آنها بگشایی و مرا در ادای حقوقشان موفق بداری . خواست آنها را با خواست خود همراه کن تا من نیز در یاری نمودن آنها ، در راه تو قدم بر داشته باشم و برای خشنودی تو تلاش نموده باشم . از تو می خواهم که کلامم را برای خود خالص گردانی و آن را به شکوه نگشایی . بلکه همواره به شکر و ستایش زبانم را باز کن که من تنها با تو نجوا می کنم . ای مهربانترین مهربانان ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 22:29 توسط طاهره اسلامی |
|
|
الله اکبر . الله اکبر . اشهد ان لا اله الا الله ... اشهد ان محمداً رسول الله . اشهد ان علی ولی الله ... خدایا ، کسانی آماده و مهیا شده اند که به امید عطاها و بخشش های مخلوقاتت و رسیدن به صله هایشان ، آهنگ رفتن به سوی او کنند ، اما من ، ای خدای نعمت دهنده ، امروز خود را مهیا و آماده کرده ام که به امید آمرزش و احسان تو ساز و برگ سفر بر بندم و در طلب عطایایت به سوی تو آیم . خدایا ، بر محمد و خاندانش درود فرست و امروز امید مرا به نا امیدی بدل مکن . ای آنکه اصرار خواهندگان ، تو را به زحمت نیندازد و عطایت از تو هیچ نکاهد . من نه به دلگرمی کار شایسته خود به سوی تو آمده ام ، و نه به امید شفاعت هیچ آفریده ای ، مگر شفاعت محمد و آل محمد که سلام تو بر او و بر آنان باد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 0:14 توسط طاهره اسلامی |
|
|
به نام تو ای مهربان . تو که مرا آفریدی و پیش از آنکه روح خود را در جسمم بدمی از نعمت خویش برخوردارم نمودی و به دین خود درآوردی و به رشته محبت خویش نوازشم دادی . این منم . بنده تو ... همان بنده ای که به سال زمینی و گردش خورشیدی ، 25 سال پیش بر این زمین فرستادیش و نمی دانم پیش از آن چه مدت آفریده بودیش و تنها تو به آن آگاهی . همان بنده ای که چون فرمانش دادی آن را زمین گذاشت و چون منعش کردی ، دست بر نداشت . اما او که چنین مرتکب نهی تو شد ، نه از روی دشمنی با تو و نه از سر گردنکشی در برابر تو . و تو می دانی ... در حالی که با اینهمه بخشش که تو در حق او روا داشته ای ، از دیگران به گناه نکردن شایسته تر بود .اینک این منم . افتاده در برابر تو ... محتاج تو و تنها تو . و معترف به نافرمانی تو و شرمنده محبت تو . این منم که به تو پناه آورده ام . پس سوگندت می دهم به حق آن کس که از میان آفریدگانت او را برگزیده ای ، کار مرا سامان ده به آن چیزی که کار طاعت پیشگان و مقربان خود را با آن به صلاح می آوری . و خود به تنهایی مرا سر پرستی کن . آن سان که خود به تنهایی از کسانی سرپرستی می کنی که به عهد تو وفا کرده اند و در طلب خشنودیت به سختی کوشیده اند ... و به توفیق راهنمایی خود مرا نیرو بخش . و بر نیت شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو ، یاریم فرما . و مرا به غیر از خودت وامگذار . آمین |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 19:54 توسط طاهره اسلامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.
|
| نویسندگان |
|
طاهره اسلامی طاهره |
|
RSS
|