![]() |
![]() |
|
| سخنانی میان من و تو ... |
|
خدایا ، تو را صدا می کنم که همیشه با من مهربان بودی . هر زمان که یادت فراموشم شد ،غرق در تاریکی گشتم. نیکی ها را از خود دور کردم در حالی که می دانستم و آگاه بودم . باز نمی دانم که چگونه به سوی تو باز گشتم و از تو کمک می خواهم ... می دانم ... برای آنکه تو همواره می بخشی و همواره مهربانی ... و من بر این مهربانی تو طمع می کنم ... پس مانند همیشه ، محرومم نساز از فرصت نیکی در راهت ، به سویت و در محضرت... محرومم نساز از فرصت سخن گفتن با تو ،فرصت بودن با تو . تو که بهترینی . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 12:47 توسط طاهره اسلامی |
|
|
تو را می ستایم که مهربانی ، بخشنده ای ،بزرگواری ، بر آخرین فرستاده ات محمد و خانواده پاکیزه اش بهترین سلام و درو خود را بفرست . پروردگارا ، مرا در پیشگاه خودت خوار کن و پیش آفریدگانت بزرگوار . چون با تو خلوت کتم ، مرا سر افکنده ساز و در بین بندگانت سرافراز . از کسی که به من نیاز ندارد بی نیازم کن ، و نیاز مرا به خودت فزونی بخش . و چنان کن که باقی عمرم ، در راه خشنودی تو و برای تو سپری شود . که تو بهترین شنوا و دانایی . |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:43 توسط طاهره اسلامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.
|
| نویسندگان |
|
طاهره اسلامی طاهره |
|
RSS
|