![]() |
![]() |
|
| سخنانی میان من و تو ... |
|
تو نزدیک ترینی . تنها ترینی . امن ترینی . تو آنی که بی هیچ واهمه ای می توان با او سخن گفت. هر چه که فکرش را کرده باشی یا که همان دم فی البداهه بیاید را می شنوی بی آنکه خرده ای بر من بگیری . تو آنی که با شنیدن همه خواسته های خوب و بد من و با همه بی مهریم همواره بر من نظر داری و با من مهربان بودی .بهترین آنها را به سوی من جاری ساختی و محبت خود را در آن زمان که از همیشه بدتر بودم بر من روانه کردی ... یا سابغ النعم ... یا دافع النقم ... یا نور المستوحشین فی الظلم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:42 توسط طاهره اسلامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.
|
| نویسندگان |
|
طاهره اسلامی طاهره |
|
RSS
|