تبليغاتX
مناجات نامه
سخنانی میان من و تو ...
خدایا... انقدر دلم تنگ بود که نمی توانستم برایت حتی بنویسم ... انقدر دلم تنگ بود که کلمات دلتنگیم در صفحه ذهنم بارها و بارها سریع تر از کاغذ می گذشتند و انگشتانم برای نگاشتن عمق دلتنگیم یاری نمی کردند ... انقدر دلم تنگ بود که هرگاه به سختی دستانم روی حروف می لغزیدند تا کمی از دلتنگیم بکاهند چشمانم دیگر یاری نمی کردند ... انگار که همه چیز و همه کس دست به دست هم داده بودند تا دلتنگی هایم را فقط و فقط تو بشنوی و بدانی ...

در پیچ و تاب این روزهای دلتنگی دلم می گرفت برای تنهایی ها و مردان تنهای روزگار ... می دانم که تویی بهترین همدم همه تنهایی ها ... و اگر نبود یاد تو و امید به تو چقدر دلتنگی ها طولانی و بی پایان می شدند ... پس ... خوب من ... برای همه بودنت ... برای همه شنیدنت ... و برای همه دیدنت ... تو را بارها و بارها شکر می گویم ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 17:2  توسط طاهره اسلامی | 
خدای خوبم ... پروردگارم ... مهربانم ... شکرگذارم همه لحظات خوشی را که برایم رقم زده ای . شاکرم تمام لحظاتی که به مذاقم دشوار است اما می دانم که مرحله ای است برای تعالی من ... شکر گذارم برای صبری که در پذیرفتن این لحظات به من عطا می کنی ... خوب من ... ممنونم از آنچه سر راهم قرار می دهی تا ببینم و بشنوم و بخواهم . ممنونم از همه آنچه که برایم می خواهی و همه آنچه از خواسته ام که با همه بزرگی و محبتت اجابت می کنی . تو را ستایش می کنم و سپاس می گویم برای توجه و عنایتی که به ما داری و برای پنجره های تازه ای که به سوی ما و زندگیمان می گشایی . می دانم که شکر گذاری من هیچ گاه شایسته عنایات و نعمتهای بی کران تو نخواهد بود ... اما باز تو را شکرگذارم که شکرگذاریت را بر زبانم جاری می سازی و باز شاکرم که زبانی به من دادی تا وسیله ای برای شکرگذاریت شود ... مرا یاری کن تا همواره شکرگذار باشم ... آمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 20:56  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا ، دلم رو اونقدر بزرگ کن که دعای همه بنده های خوبت توش جا شه ... صدای دعاهام رو انقدر بلند کن که ناله همه دردمندا باهاش همراه شه ... دستام رو به درگاهت اونقدر بلند کن که به بلندی آسمون آبی دل همه آبی دلای عالم برسه ... و قلبم رو در محبتت اونقدر نازک کن که از زلال شیشه اش ، هر نسیم بهاری و هر عطر بهشتی و هر پرتو نوری هر چند کم سو ، عبور کنه ... و به عمق وجودم  راه پیدا کنه و من رو غرق در زیبایی تو کنه ... و رنگی به من بزنه ، از پالت بی انتهای رنگای تو ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 23:35  توسط طاهره اسلامی | 
خدایا به او کمک کن خوب باشد ... آن طور که تو می خواهی او هم بخواهد ... و راضی باشد ... و بخندد و غمگین نباشد ... خدایا نگذار گرسنه بماند ... و اگر گرسنه ماند چشمانش را سیر کن ... و نگذار خسته بشود ... و اگر شد با یادی شیرین خستگیش را ببر . خدایا کمک کن خوب نفس بکشد و خوب بشنود ... و خاطرات با تو بودن را خوب به خاطر بسپارد ... خدایا . او هنوز اولین مرحله از سه مرحله سخت زندگی را پشت سر نگذاشته . در آن یاریش کن ... آن لحظه ای که به او می دمی نامت را بر زبانم جاری ساز و یادت را در دلم ... که سرشار از تو شود ... خدایا همراهش باش و نگذار تنها بماند ... دست و زبان و دلش را مانند خودت زیبا ساز تا در سختیها با تو آرام شود ... خدایا همیشه با او بمان و مرا در نگهداری از این امانت زیبا یاری کن با بهترین هدیه هایت دلش را شاد کن که تنها تویی که با بهترین هدیه ها دل ما را شاد می کنی .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 15:31  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارم ... به من یقینی نیکو عطا فرما که با آن از رنج طلب بیاسایم ... یقینی بس عمیق که با آن تنها بر تو تکیه نمایم و اطمینانی خالص که با آن دشواری کارها را از اندیشه ام دور نمایم ... مرا آسودگی بخش تا دل به این جهان مسپارم و سلامتی عنایت کن تا بندگی ات نمایم . یاریم فرما و با بخشش و میانه روی راه اعتدال را به من بنمای . چون تنها تو راهنمای بی قید و شرطی .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 18:12  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا ... من آن نیستم که همه می پندارند.تنها تو آگاهی و من که به راستی درون من چیست . خدایا تو مرا نزد همگان خوب و شایسته جلوه دادی و من بهتر از هر کس می دانم که شایسته آن نامهای نیکو نبودم ... اما با دریای لطف تو چه می توان کرد ؟ پروردگارم ... چگونه می توانم در برابر عظمت تو فریاد برارم و تقاضای ذلت کنم .. و به همگان بگویم که من آن نیستم که مرا می خوانید ... اما آنگاه که تو مرا اینگونه می خواهی ناچیز ترین سپاسم در برابر تو سکوت من است ...شکر ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 10:48  توسط طاهره اسلامی | 
پروردگارم . تو را می خوانم آن زمان که دیگر پاسخی نمی شنوم ...و با تو می مانم آن زمان که دیگری نمانده. یاری ام کن تا آنزمان که پاسخ هم می شنوم باز تنها تو را بخوانم و در آن هنگام که دیگران با من می مانند من با تو بمانم ... زیرا تو مرا کفایت می کنی...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 21:4  توسط طاهره اسلامی | 
پروردگارم . من آن بنده روسیاهی هستم که بهترین شبهایت را نیز به غفلت گذراندم ... تنها تو صدایم را می شنوی آن زمان که می خوانمت که خدای خوبم . مرا به عقوبت غفلتم دچار مکن . سرنوشتم را به لطف و برکت خویش آن گونه نما که با آن به تو نزدیکتر شوم . تو هر زمان صدایم را می شنوی...قبول آنچه خیر و صلاح من در آن است را برایم آسان فرما . معرفت و فهم آن را به من عطا کن و اینها را سببی ساز برای خشنودی خویش. آمین ای مهربانترین مهربانان .
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1:35  توسط طاهره اسلامی | 
پروردگارم. به من فراغت صدا زدن نامت را در این ماه عطا کن .در هر ساعت آن فراغت دوری از دنیا و نزدیکی به خود را به من عطا کن .در روزهای آن نعمت روزه داشتن هر عضوم آنطور که تو می پسندی و در شبهای آن سعادت خواندن کتابت را عطا کن . در پایان آن عیدی مرا دوستی با خودت قرار بده .ای مهربانتر از من با خود من.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 10:3  توسط طاهره اسلامی | 
پروردگارم . به ما صبر تحمل و ایستادگی در راهت را عطا کن. و استقامت رضایت به رضای تو . و توان شکر گذاری در آن هنگام.آمین

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:53  توسط طاهره اسلامی | 

ای خدا . به من دلی عطا کن که مشتاق نزدیکی به تو باشد . و زبانی که صادق ترین سخنانش به سوی تو بالا رود . و دیده حقیقت بینی که به درگاه تو تقرب جوید . خدایا . آنکه به تو معروف شد هرگز مجهول و بی نام نشود و هرکه به تو پناه آورد هرگز خوار نگردد . و هرکه تو به او توجه کنی هرگز بنده دیگری جز تو نشود . خدایا . هر که به تو راه یافت روشن شد و هرکه به تو پناه آورد پناه یافت . من به درگاه تو پناه آورده ام . پس تو ای پروردگارم . نیت نیک مرا به رحمت و محبت خود نا امید مساز و از فروغ محبت و عنایتت مرا بهره ای ده . ای مهربان من .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 9:32  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارا.زندگانی مرا در دنیا با بهترین نعمهایت آراسته کن و در آخرت در بهترین غرفه های بهشت مسکنم ده . مرا در دنیا با بهترین بندگانت همراه و همنشین ساز و در آخرت از یاران برگزیده ترین بندگانت قرار ده . مرا یاری کن تا به فرا گرفتن بهترین علمها مشغول گردم و آن را در بهترین طریقی که می پسندی به کار برم . توفیق انجام بهترین عباداتت را به من عطا کن و بهترین نامهایت را ذکر شب و روز من قرار بده . چشمانم را به دیدن بهترین مخلوقاتت در زمین و آسمان منور گردان و یاریم کن تا شکر گزاریم برای تو بهترین سپاسی باشد که شکرگزاران درگاهت انجام داده اند . ای بهترین پرورش دهندگان ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 23:51  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارم . کسی که بر غیر تو روی آورد محروم است . و آنکه از غیر تو طلب کند زیانکار است . درگاه لطف تو به روی مشتاقان باز و خیر و احسانت برای بندگان گسترده است. عطایت برای امیدواران مهیا و کرمت برای سائلان مباح . رزقت برای اهل معصیت هم گسترده است و حلمت بر هر که رو به تو آورد متوجه است . عادتت احسان به بدکاران است و طریقه ات مدارا با سر کشان . پس مرا به راه هدایت در آور و از غافلان دور گردان . ای مهربان ترین مهربانان.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 20:33  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا، بر محمد وخاندان پاکش درود فرست و مرا یاری کن تا در طلب خواسته هایم از تو کوتاهی نکنم . یاریم کن تا در شکر نعمتهایت کوتاهی نکنم . یاریم کن تا در یادآوری الطافت کوتاهی نکنم . یاریم کن تا در بندگیت کوتاهی نکنم . یاریم کن تا در شناخت نشانه هایت کوتاهی نکنم . یاریم کن تا در نیکی کردن به بندگانت کوتاهی نکنم . یاریم کن تا در کمک و یاری نیازمندان کوتاهی نکنم.  و یاریم کن تا در بازگشت به درگاهت کوتاهی نکنم .  

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 20:49  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا ، می خواهم با یاد تو به تو نزدیک شوم . و خودت را در پیشگاه خودت شفیع قرار می دهم ، و از تو می خواهم ، به لطف و محبت بی دریغت ، مرا به خود نزدیک سازی و شکر نعمتهایت را بر زبانم جاری نمایی و یاد پیوسته خود را بر من الهام کنی . تنها تویی همراه همیشگی من.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 21:23  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا، ای کارساز بنده تنها و ای نگهدارنده ما از هر چیز وحشت زا . تو خود می دانی که سرانجام هر گریز و فراری جز بر آستان تو نیست .پس چگونه از بارگاهت می توان گریخت ؟ خدایا ، اگر تو روی بزرگووار خود را از من بگردانی ، یا فضل بسیارت را از من دریغ فرمایی ، یا روزی ات را از من باز داری ، و یا رشته محبت خود را از من بگسلی ، باز هم برای رسیدن به هر یک از آرزوهایم راهی جز تو نمی یابم  و در راه رسیدن به آنچه نزد توست جز به یاری تو قدم بر ندارم ... که من بنده توهستم و در اختیارت  و جز فرمان تو مرا فرمانی نیست . پس مرا توفیقم ده تا در همه حال از تو به نیکی سخن گویم و به ستایشت کمر بندم و سپاسگزار تو باشم ، تا به آنچه از دنیا عطایم کرده ای دلخوش نگردم و بر آنچه از من دریغ داشته ای اندوهگین نشوم . که تو بر هر کار توانایی .................

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 5:59  توسط طاهره اسلامی | 

تو نزدیک ترینی . تنها ترینی . امن ترینی . تو آنی که بی هیچ واهمه ای می توان با او سخن گفت. هر چه که فکرش را کرده باشی یا که همان دم فی البداهه بیاید را می شنوی بی آنکه خرده ای بر من بگیری . تو آنی که با شنیدن همه خواسته های خوب و بد من و با همه بی مهریم همواره بر من نظر داری و با من مهربان بودی .بهترین آنها را به سوی من جاری ساختی و محبت خود را در آن زمان که از همیشه بدتر بودم بر من روانه کردی ...                

یا سابغ النعم ... یا دافع النقم ... یا نور المستوحشین فی الظلم...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:42  توسط طاهره اسلامی | 
پروردگارا . تو را سپاس می گویم که ما را به نعمتهای خود آراستی و هر روز روزی بخشیدن به ما را بر عهده گرفتی . تو را سپاس می گویم که سلامتی را لباسی نمودی آراسته و بر تن ما پوشاندی تا با آن فراغت اندیشیدن به نشانه هایت را داشته باشیم .ما با یاد تو و با نام تو پا در طبیعت زیبایی که خلق نمودی می گذاریم و برای آباد نمودن زمینی که آفریدی و برای پاکیزگی آن تلاش می کنیم . تو به لطف همیشگی خود ما را از آفات و بلاهای آن در امان نگه دار . و با محبت همیشگی که بر ما داری ما را حفظ نما . تویی آن ستوده بزرگوار .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:53  توسط طاهره اسلامی | 
خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست و این سال را بر ما مبارک گردان . آن را سالی نیکو قرار ده که در آن شکر نعمتهایت را بیش از گذشته بگذاریم و در انجام و اطاعت آنچه ما را به آن سفارش کرده ای بیش از پیش کوشا باشیم و در پی آن به تو نزدیک تر گردیم ... دنیای ما را در این سال پر برکت و نعمات ما را در آن فراوان و رنج ما را در آن اندک نما.سلامتی ما را در آن مداوم گردان و روح و روان ما را در آن آسوده نما . تویی پروردگار بزرگ مهربان .
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:30  توسط طاهره اسلامی | 

بنام تو که آرام کننده قلبهایی . تو را می ستایم که از مرا از ظلمت درونم بیرون کشیدی و به روشنای وجودت هدایتم کردی . بر محمد و خاندانش درود فرست و به لطف همیشگی خود، بی نیازم کن از هر کار که پرداختن به آن مرا از تو باز می دارد . مرا به کاری وادار که فردا از آن خواهی پرسید و چنان کن که روزهای عمرم در انجام دادن کاری سپری شود که مرا برای آن آفریده ای. بی نیازم گردان و روزی ام را فراوان ساز . دست مرا وسیله ای ساز که با آن به مردم نیکی رسد و مخواه که با کدورت منت آمیخته گردد . و مرا به بندگی و خاکساری درگاهت توفیق ده ای آنکه خیر هر دو جهان در دست توست .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 7:48  توسط طاهره اسلامی | 

ستایش خدا را که بر ما منت نهاد و پیامبر خود ،محمد-که سلام خدا بر او باد- را به سوی ما فرستاد ، نه به سوی امت های پیشین و مردمان گذشته . خدایا،پس بر محمد که امانتدار وحی تو و برگزیده آفریدگان تو و مخلص در میان بندگان توست ، درود فرست ، او که کلید گنجینه های برکت است . زیرا او در انجام دادن فرمان تو خود را به رنج افکند ، و زندگیش را در راه تو هدف تیرهای بلا گرداند ، و در فراخواندن مردمان به دین تو ،و برای خشنودی تو، آشکارا با خویشانش در افتاد.و آن نزدیکان و بستگانی که به زبان یا دل ، انکارت می کردند از خود براند تا دین تو را زنده بدارد . خدایا او را به پاس رنجی که در راه تو تاب آورد تا بالا ترین مرتبه های بهشت بالا ببر و ما را در پی او راهی ساز که دعوتمان کرد و گفت : تعالوا... ای کسی که به هر وعده خود وفا کنی ...ای که بدی ها را به خوبی ها دگرگون سازی . همانا تو دارای بخشش بزرگی .

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 20:35  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا ، بر محمد و خاندانش درود فرست و بر حاکمان و مسئولان ما آنچه را نمی شناسند بشناسان و آنچه را نمی دانند بیاموز و چشم دلشان را بدانچه نمی بینند ، بینا ساز.هوس این دنیای فریبنده را از خاطر آنان ببر و اندیشه مال و قدرت فتنه انگیز را از دلهایشان بزدای . سرای ابدی و نزدیک خویش را پیش چشم ایشان تجسم بخش و هراس از روزی که حق ها ستانده شود را سبب اصلاح اعمالشان قرار ده . آنان را راه نمای که کار نیک کنند و از تفرقه و نفاق و ریا در امانشان دار . آنان را از هوس نام و آوازه جویی خالص گردان و شیوه های سنت و اسلام حقیقی خویش را به آنان بیاموزان . و ما را از شر نادانان آنان در پناه خود آور . آمین

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 11:30  توسط طاهره اسلامی | 

امروز مناجاتم با تو ساده و کوتاه است . حسین (که سلام تو بر او باد) ما را در علم 3 سفارش کرده . 1. آنچه نمی دانی بپرس 2. سوال کن ،اما قصدت از سوال کردن ، دشمنی یا امتحان کردن شخص نباشد 3. هیچ وقت به رای خودت راه نرو و حکم نده که با این کار گردن خود را پل عبور مردم قرار داده ای .

پروردگارم . تو آنی که مرا در دامان خود پرورانده ای . تو مرا یاری کن  تا در راه علم اینگونه باشم . آمین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 23:59  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارم ، من نماز و رکوع و سجودم را تنها به درگاه تو و بر ذات یکتای بی شریک تو به جاب آوردم . که عبادت روا نیست جز برای تو . البته که تو آن خدایی که جز تو آفریدگاری نیست . . پروردگارم ، بر محمد و خاندانش و ارواح پاک فرزندانش ، و بر روح پاک حسین شهید و اصحاب وفادارش ، درود و رحمت فرست و بهترین سلام مرا بر آنان برسان و از آن بزرگواران به من جواب سلامشان را باز گردان . پدر و مادرم و همه زندگی و همه وجودم فدای آن بزرگوار باد ... که بزرگترین ظلم و ستمهای عالم بر آنان روا شد و چه مصیبت و غم و اندوهی بر ما و بر همه اهل زمین و آسمان وارد آمد . پروردگارا ،به راستی که آنان ، صبورترین و آزاده ترین و برترین بندگانت بودند و شکرگذار ترین بندگان و راضی ترین آنان به رضای تو . پس به رحمت خود ما را یاری کن تا در همه حال به آنان اقتدا کنیم . فهم ما را از آنچه بر آنان گذشت و آن اندیشه ای که در سر داشتند بیشتر کن وما را یاری کن تاما نیز آن کنیم که تو از ما راضی باشی . آمین .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 15:31  توسط طاهره اسلامی | 

خداوندا، همه آنچه که برایم مقدر فرمودی زیباست . تو را بر اینهمه زیبایی سپاس می گویم و از تو می خواهم که خواسته مرا از هر چیز حرامی بگردانی ،و دست طلب مرا به هیچ گناهی نرسانی و مرا از به رنج آوردن بندگانت برهانی . خواهش های نیکم را برآور و هدایتت را بیش از پیش نصیبم گردان ، تا با آن در امری که در آن به سوی تو ، قدم گذارده ام به توفیق رسم . بی شک ، تو بسیار بخشنده بزرگواری.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 18:10  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا، آنان که به سوی غیر تو رو کردند ، نومید شدند ، و آنان که نیاز خود پیش دیگری بردند ، زیان دیدند . آنان که بر آستان غیر تو فرود آمدند ، تباه گردیدند و آنان که جز بر وادی فضل تو رزق و روزی جستند ، به قحطی در آمدند .درگاه نعمتت به روی خواهندگان باز است ،بخششت در حق نیازمندان روا ،و فریادرسی ات به دادخواهان ،نزدیک ... سرانجام همه کارها آن چنان شود که تو خواهی ، و بازگشت همه امور ، آن سو رود که تو اراده کنی ، و آن سوی توست . پس هر که سزاوار نیک بختی است ، عمرش را به نیکی فرجام دهی و آنکه سزایش تیره بختی است ، او را به تیره گی اش ،خوار گردانی .و بی شک در این امر بر بشری ستم روا نکنی .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 14:43  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا ، تو را صدا می کنم که همیشه با من مهربان بودی . هر زمان که یادت فراموشم شد ،غرق در تاریکی گشتم. نیکی ها را از خود دور کردم در حالی که می دانستم و آگاه بودم . باز نمی دانم که چگونه به سوی تو باز گشتم و از تو کمک می خواهم ... می دانم ... برای آنکه تو همواره می بخشی و همواره مهربانی ... و من بر این مهربانی تو طمع می کنم ... پس مانند همیشه ، محرومم نساز از فرصت نیکی در راهت ، به سویت و در محضرت... محرومم نساز از فرصت سخن گفتن با تو ،فرصت بودن با تو .  تو که بهترینی .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 12:47  توسط طاهره اسلامی | 

تو را می ستایم که مهربانی ، بخشنده ای ،بزرگواری ، بر آخرین فرستاده ات محمد و خانواده پاکیزه اش  بهترین سلام و درو خود را بفرست . پروردگارا ، مرا در پیشگاه خودت خوار کن و پیش آفریدگانت بزرگوار . چون با تو خلوت کتم ، مرا سر افکنده ساز و در بین بندگانت سرافراز . از کسی که به من نیاز ندارد بی نیازم کن ، و نیاز مرا به خودت فزونی بخش . و چنان کن که باقی عمرم ، در راه خشنودی تو و برای تو سپری شود . که تو بهترین شنوا و دانایی .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:43  توسط طاهره اسلامی | 
سلام . مدتی نمی نویسم . مشق خواندن دارم . اما بر می گردم . دیر یا زود ؟ نمی دانم . بر می گردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 9:58  توسط طاهره اسلامی | 

هیچ در طلوع خورشید به آسمان ابر آلود نظر انداخته ای ؟ افق شرقی را ور انداز کرده ای ؟ گاه سرمست بوی خاک آب خورده گشته ای ؟ گاه در میان هیاهوی خیابان ، مسحور آسمان شب مهتابی شده ای ؟ به بال زدن کبوتران در سکوت سپیده دم گوش داده ای ؟ زمزمه تسبیح گنجشکان در لابلای بید مجنون در صبح گاهان با تو چه گفته است ؟ و درخشش ستارگان در سکوت شبانگاهی کویر در اندیشه ات چه سرودی خوانده است ؟

"آن چه در زمین برای شما به رنگهای مختلف آفرید،بی شک در آن نشانه هایی برای اندیشمندان است"    سوره نحل . آیه 13

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:23  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا،به پدر و مادرم کمک کن ، و به شکرانه آنکه پرورشم دادند و با من مهربان بودند، آنان را عزیز و گرامی دار. و مرا یاری نما که عملم به گونه ای باشد که از من راضی باشند .

خدایا،به محمد کمک کن،و آن سرپرستی که بر عهده گرفته ای را برایش کامل نما،و به پاس بخشایشش او را به بهترین و نیکو ترین رزق خود در این جهان و آن جهان روزی ده ، که وعده تو خلاف نمی شود.

خدایا به امین کمک کن ، و در این مسیر که به سویش گشودی یاریش فرما ، و سختی های راه را بر او آسان نما که تو بهترین یاوری .

خدایا به ریحانه کمک کن ، و درهای رحمتت را برویش بگستران ، او را از آنچه ناپسند می داری دور نما و به آنچه به خشنودی تو نزدیک تر است راهنما باش ، که تو بهترین راهنما هستی .

خدایا به مهدی کمک کن ، و در مسیر تقدیر ،او را آرامش پذیرفتن  آنچه به خیر نزدیک تر است،عطا فرما . خدایا به بهار کمک کن،تا ورای دلش ، رویش نیز بهاری شود ، که بهاران از تو زیبا می شوند .

خدایا به سعیده کمک کن،و بر او بهترین تغییرات را آسان ترین آنان قرار ده و معرفت پذیرفتنش  را به او عطا نما. 

خدایا ، به مهدیه کمک کن ، و اتمامی نیکو و نزدیک بر کار او قرار ده ،که تو بهترین کامل کنندگانی.

خدایا ، به مادر محمد  کمک کن و گشایشی سریع و آسان در زندگی بر او مقرر نما و صبری زیبا بر سختی ها به او عطا کن ، که تو بهترین عطا کنندگانی .

خدایا به همه عزیزانم ، دوستانم ، معلمان ، همکارانم و همفکرانم نعمت های خود را بگستران و آنان را به راه خود که راهی نزدیک است راهنما باش .

خدایا به برکت بهترین بندگانت ، به من هم کمک کن ...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 2:20  توسط طاهره اسلامی | 

معبودم . تو والاتر از آنی که در باره ات جز به نیکی و احسان سخن بگویم . و بخشنده تر از آن که جز به خاطر عدالتت از تو بیمناک شوم . می دانم که هیچگاه بر من ستم نمی کنی و هر آنچه به نیکویی انجام داده ام را به بهتر از آن پاسخ می دهی ، وآنچه را که بر خلاف امرت انجام داده ام بر من می بخشی ، و اگر هم نبخشی بر من ستم نکرده ای که عدل تو گستر ده است . اما می دانم که کرمت بسی وسیع تر است  . تو را با بهترین بندگانت یاد می کنم . بر آنان درود فرست و هدایتت را بیش از پیش نصیبم کن تا با آن در کار خویش سربلند گردم . بی شک تو بسیار بخشنده و بزرگواری ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 15:27  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا ، مرا به مجازات خود ادب مکن . و در برابر عملم به مکرت غافلگیرم مکن. آخر من کجا خیری توانم یافت در صورتی که خیر جز پیش تو نیست . و از کجا راه نجاتی خواهم جست و حال آنکه جز به لطف تو نجات میسر نیست . ای خدا ، نه آنکس که نیکوکار است از یاری و لطف و کرمت بی نیاز است ، و نه آنکه بدکردار است و بر حکم تو جسارت کرده و به راه خشنودی تو نرفته ، از قدرتت بیرون است . ای پروردگار من ...من تو را به تو شناختم و تو مرا بر وجود خود دلالت فرمودی و به سوی خود خواندی . و اگر لطف تو نبود من نمی دانستم  که تو چیستی . ستایش آن خدایی را که او را می خوانم و او مرا اجابت می کند ، هر چند وقتی او مرا می خواند کاهلی می کنم . ستایش آن خدایی را که چون از او چیزی می خواهم به من عطا می کند ، گرچه هنگامی که او از من قرض ( و صدقه بر بندگانش ) می خواهد من بخل می ورزم . ستایش آن خدایی را که برای هر حاجتی ،هر گاه او را ندا کردم و برای راز و نیاز با او خلوت نمودم ، بدون هیچ واسطه ای حاجتم را روا می سازد . سپاس آن خدایی را که تنها او را به دعا می خوانم نه غیر او را . و اگر از غیر او حاجت می خواستم ،مستجاب نمی کرد . سپاس آن خدایی را که به او چشم امید دارم نه به غیر او . و اگر به غیرش امید داشتم ،مرا نا امید می گرداند . ستایش خدای را که کار مرا به خود واگذاشت و گرامیم داشت و به غیرش وانگذاشت تا خوارم گردانند . ستایش آن خدایی را که با من کمال دوستی را ادا فرمود با آنکه از من بی نیاز بود و سپاس خدایی را که از خطا و گناهانم با بردباری گذشت گویی که گناهی از من سر نزده است . پس خدای من پیشم محبوب ترین موجود است و به حمد و ستایش ، سزاوار ترین همه عالم .

پروردگارم . مرا به فضل و کرمت ببخش و به عفو و رحمتت بر من منت گذار .و اعمال زشتم را در پرده دار . و از گناهانم به بزرگی ذاتت درگذر . که اگر بر گناهانم کسی غیر از تو آگاه می شد البته آن گناه را نمی کردم . نه از این رو که تو در نظرم از دیگران بیقدر و بی اهمیت تری ، بلکه بدیس سبب که تو بهترین ستاران و پرده پوشان و نیکوترین حکمفرمایان و بزرگوارترین بزرگواران عالمی . تویی که بر عیبهای خلق پرده می گذاری و بر گناهانشان می بخشایی . پس کجاست پرده پوشی زیبای تو ؟ کجاست عفو بزرگوارانه تو ؟ کجاست گشایش نزدیک تو؟  کجاست فریادرسی سریع تو ؟ کجاست رحمت وسیع تو ؟ کجاست بخشش های نیکوی تو ؟ کجاست فضل و کرم بی حدت؟ کجاست احسان همیشگی ات؟ کجاست؟ ای خدای کریم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 1:7  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارا ، تو را در تمامی لحظات شکر می گویم . چه آن زمان که با نعمت تندرستی مرا می نوازی و چه آن هنگام که با بیماری ام می آزمایی . از تو طلب می کنم آنچه را که بهترین بندگانت در این دو زمان از تو طلب نموده اند .که زبانم را به شکرت بگشایی و عملم را با صبر در هم آمیزی . و امیدم را از درگاهت لحظه ای پاره نگردانی که تویی بهترین پناهگاه پناه آورندگان . آمین .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 1:35  توسط طاهره اسلامی | 

ستایش برای خداست که ماه خود ، ماه رمضان را از جمله راههای نیکی قرار داد که ماه پاکیزگی از آلودگی ها ، ماه رها شدن از گناهان و ماه شب زنده داری هاست . پس به سبب حرمت های فراوان و فضیلت های نمایان که برای این ماه مقرر داشت ، برتری آن را بر دیگر ماهها عیان فرمود و برای بزرگداشت آن ، چیزهایی را که در ماههای دیگر حلال کرده بود ، در این ماه حرام گردانید .پس پروردگارم . بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را بیاموز که چگونه فضیلت این ماه را بشناسیم و از آنچه منعمان فرموده ای خودداری کنیم و یاری کن تا با نگه داشتن اعضا و جوارح خود از گناه ، در آنچه سبب خشنودی توست روزهای آن را روزه بداریم .آن سان که به سخنان بیهوده گوش نسپاریم و چشم خود را به سوی بازیچه ها ندوانیم و به سوی ناشایسته ها قدم بر نداریم. زبانمان جز آنچه تو فرموده ای نگوید و جز در آنچه ما را به تو نزدیک می سازد  مشغول نگردیم و جز به آنچه ما را از عقاب تو حفظ می کند به کار دیگر نپر دازیم . روزه ما را در آن مانند روزه داران حقیقی خود و اعمالمان را همچون اعمال پرستندگان صمیمی خود قرار ده . ما را از خواب غفلت بیدار کن و بدی های همه ما را در این ماه ببخش . به برکت محمد و آل محمد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 14:32  توسط طاهره اسلامی | 

پاک و منزهی تو . چون به پایان نمی رسی . محدود نیستی و به صورت مجسم نمی شوی . پاک و منزهی و چه والا مرتبه ای . ای خدای لطیف . چه بسیار است لطف تو . ای خدای مهربان . چه فراوان است مهربانی تو . و ای خدای حکیم . چه بی اندازه است دانایی تو . ستایش برای توست . ستایشی که همسنگ احسان تو باشد .و با بخشش تو موجب فراوانی نعمت شود و تو باز با احسان خود پیوسته به آن بیفزایی .  ستایشی که در گردش روزگار فزونی یابد و پی در پی دوچندان شود . پروردگارم . بر محمد و خاندان پاکیزه اش درود فرست و کار مرا سامان ده به آنچه که کار طاعت پیشگان و مقربان درگاهت را با آن سامان می دهی . و خود به تنهایی مرا سرپرستی کن . آن سان که به تنهایی از آنان که به عهد تو وفا کرده اند و خود را در اطاعت از تو به رنج افکنده اند و در طلب خشنودیت به سختی کوشیده اند ، سرپرستی می کنی . و از من روی مگردان ... همچون روی گردان شدنت از آنکه بر او خشم گرفته ای . و به توفیق راهنمایی خود مرا نیرو بخش بر نیت شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو یاری ام فرما و مرا از یاد خود غافل مساز و یادت را از خاطرم مبر  . و نعمت دادنت را به من به حد کمال رسان که تو بهترین نعمت دهندگانی ... آمین .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 21:22  توسط طاهره اسلامی | 

ای مولایم ، ای آنکه دعای درماندگان را اجابت می کنی ، ای آنکه از رگ گردن به من نزدیک تری ، و ای آنکه بین من و قلبم حائل می شوی . از تو می خواهم ،به حق محمد ، آخرین فرستادگانت ، و علی ،امیر مومنان عالم ، و فاطمه ، سرور بانوان عالم ، و به حق حسن و حسین سروران جوانان اهل بهشت ، و به شأن و مقامی که نزد تو دارند ، که بر طرف کنی غمم را و باز نمایی گرفتاریم را و اینکه امور مهمم را تو کفایت کنی . و مرا از خواهش نزد آفریدگانت بی نیاز کنی و تنها به درگاه خود ،محتاجم بخواهی . همانا تو محل اعتمادم ، امیدم ، پناهم و گریزگاهمی . تویی که نجات بخش منی . به تو روزم را آغاز می کنم و به سوی تو کامیابی می جویم ... با تو آرام می گردم و بی تو هراسان می شوم . به حق برترین آفریدگانت مرا در پناه خویش در آور تا روزگارم به تو زینت گیرد . کدام دوست بهتر از توست ؟ و کدام پناه امن تر از توست؟در این روزگار جز تو به که می توان امید داشت و کدام یاور برتر از توست ... نیست یاوری جز تو ... و نیست معبودی جز تو ...

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 20:21  توسط طاهره اسلامی | 

خداوندم . پروردگارم . سرورم . برای گناهانم، بخشنده ای بزرگوار تر از تو و برای خطایایم ، پوشنده ای برتر از تو نمی یابم ، که عمل زشتی را به نیکی ای والا تر مبدل نماید ... خداوندی جز تو نمی یابم . خدایی فقط شایسته توست . پاک و منزهی . تو را ستایش می کنم و شکر بی مقدارم را به درگاه با عظمتت ارزانی می دارم . من به خویش ستم کردم ... و گمان کردم که بیان ایمانم به تو ، بار سنگین مسئولیت آن را از من باز می دارد... اما چنین نیست . تو ایمان مرا امتحان نمودی و من بازنده بودم ... و حال این چنین زار به در گاهت آمده ام و یاوری جز تو ندارم که به او پناه برم . گرچه شرمسارم و روی آمدن ندارم . اما چه کنم که تو بزرگی و امین . پس باز به تو پناه می برم . تویی که مرا همان اول بار آفریدی و سخن گفتنم آموختی و تربیتم کردی و آرامشم دادی . همه نیکویی ها از جانب تو به من می رسد ... پس باز به همین سرا روی می آورم که همین جا مرا آرام می سازد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:38  توسط طاهره اسلامی | 

حمد و سپاس بی پایان خدایی را که پرورنده جهانیان است . بخشنده و مهربان است و خیر خواه بندگان است .  هم او که برای هدایت ما برترین بندگانش را بهترین پایان برای پیام آورانش قرار داد و چه نیکو او را بر انگیخت . پس از او می خواهم که به حق همان مخلوق بزرگوار ، محمد مصطفی - که درود خداوند و فرشتگانش بر او باد – ما را در دامان حضرتش و اهل بیت پاکش قرار دهد . با آنان همنشین نماید و پیرو آنان گرداند . و به برکت آنان ، برکت بر زندگیمان ببارد و به نورشان ، نورانیمان کند و به عشقشان عاشقمان نماید . و این عید مبعث را بر ما مبارک گرداند .آمین

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 17:43  توسط طاهره اسلامی | 

پاک و منزه است پروردگاری که مرا آفرید و هدایت کرد . خدایی که هر کجا باشم او با من است ... و بهترین است . هم او مرا کافیست ... بهترین دوستان و بهترین  همراهان است ... تنها یاری او مرا کافیست ... امیدم به اوست و به سوی او باز می گردم. آنچه خواست اوست در جریان است پس دل به او می سپارم و از خشنودیش خشنود می گردم .پس پروردگارم ، رو به درگاه تو دارم و از تو می خواهم که اعمالم را از من بپذیری . یاریم نمایی و مرا در راه خود قرار دهی . هدایتم کنی و بهترین نعماتت را بر پدر و مادرم ، همسرم ، خواهر و برادرم و عزیزانم نازل کنی . از تو می خواهم درهای سلامتی و برکت و نعمتت را بر آنها بگشایی و مرا در ادای حقوقشان موفق بداری . خواست آنها را با خواست خود همراه کن تا من نیز در یاری نمودن آنها ، در راه تو قدم بر داشته باشم و برای خشنودی تو تلاش نموده باشم . از تو می خواهم که کلامم را برای خود خالص گردانی و آن را به شکوه نگشایی . بلکه همواره به شکر و ستایش زبانم را باز کن که من تنها با تو نجوا می کنم . ای مهربانترین مهربانان ...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 22:29  توسط طاهره اسلامی | 

الله اکبر . الله اکبر . اشهد ان لا اله الا الله ... اشهد ان محمداً رسول الله . اشهد ان علی ولی الله ...                                    

خدایا ، کسانی آماده و مهیا شده اند که به امید عطاها و بخشش های مخلوقاتت و رسیدن به صله هایشان ، آهنگ رفتن به سوی او کنند ، اما من ، ای خدای نعمت دهنده ، امروز خود را مهیا و آماده کرده ام که به امید آمرزش و احسان تو ساز و برگ سفر بر بندم و در طلب عطایایت به سوی تو آیم . خدایا ، بر محمد و خاندانش درود فرست و امروز امید مرا به نا امیدی بدل مکن . ای آنکه اصرار خواهندگان ، تو را به زحمت نیندازد و عطایت از تو هیچ نکاهد . من نه به دلگرمی کار شایسته خود به سوی تو آمده ام ، و نه به امید شفاعت هیچ آفریده ای ، مگر شفاعت محمد و آل محمد که سلام تو بر او و بر آنان باد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 0:14  توسط طاهره اسلامی | 

به نام تو ای مهربان . تو که مرا آفریدی و پیش از آنکه روح خود را در جسمم بدمی از نعمت خویش برخوردارم نمودی و به دین خود درآوردی و به رشته محبت خویش نوازشم دادی . این منم . بنده تو ... همان بنده ای که به سال زمینی و گردش خورشیدی ، 25 سال پیش بر این زمین فرستادیش و نمی دانم پیش از آن چه مدت آفریده بودیش و تنها تو به آن آگاهی . همان بنده ای که چون فرمانش دادی آن را زمین گذاشت و چون منعش کردی ، دست بر نداشت . اما او که چنین مرتکب نهی تو شد ، نه از روی دشمنی با تو و نه از سر گردنکشی در برابر تو . و تو می دانی ... در حالی که با اینهمه بخشش که تو در حق او روا داشته ای ، از دیگران به گناه نکردن شایسته تر بود .اینک این منم . افتاده در برابر تو ... محتاج تو و تنها تو . و معترف به نافرمانی تو و شرمنده محبت تو . این منم که به تو پناه آورده ام . پس سوگندت می دهم به حق آن کس که از میان آفریدگانت او را برگزیده ای ، کار مرا سامان ده به آن چیزی که کار طاعت پیشگان و مقربان خود را با آن به صلاح می آوری . و خود به تنهایی مرا سر پرستی کن . آن سان که خود به تنهایی از کسانی سرپرستی می کنی که به عهد تو وفا کرده اند  و در طلب خشنودیت به سختی کوشیده اند ... و به توفیق راهنمایی خود مرا نیرو بخش . و بر نیت شایسته و گفتار پسندیده و کردار نیکو ، یاریم فرما . و مرا به غیر از خودت وامگذار . آمین

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 19:54  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا در این لحظات عزیز به تو پناه می برم . بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از آرزوی دور و دراز نگه دار ، و چنان کن که با درستکاری دست آرزوها از ما کوتاه شود ، تا ما را امید آن نباشد که ساعتی را پس از ساعتی پایان بریم و روزی را پس از روزی به سر آوریم ، و نفسی را به نفسی پیوند زنیم ، و از پس یک گام ، گام دیگری برداریم . ما را از فریب آرزوها به سلامت دار و از بدی های آنها ایمن ساز ، و مرگ را پیش روی ما مجسم بدار و بر ما مپسند که لحظه ای از یاد آن تهی گردیم . ما را آنگونه به انجام دادن کارهای شایسته موفق کن که بازگشتمان را به سوی تو کند پنداریم ، و در رسیدن به کوی تو حریص تر گردیم . بدان پایه که مرگ برای ما خانه آرامشی شود که در آن بیاساییم ، و جایی دوست داشتنی که مشتاقانه بدان در آییم ، و خویشاوندی که نزدیک شدن به او را دوست بداریم . ما را در حالی بمیران که راه یافته ایم و گمراه نگردیده ایم و طاعت تو را ناپسند نشمرده ایم ، و روی از گناه بر تافته ایم و دست از نافرمانی کشیده ایم . ای عهده دار پاداش نیکو کاران ، و اصلاح کننده عمل تباهکاران ... آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 19:45  توسط طاهره اسلامی | 

به نام خالق هستی بخش ، آنکه با یادش جان می گیرم و بی ذکرش هر دم می میرم . آنکه جان و مال و علم و توان ، هر چه دارم همه از اوست و بر اوست و با لطف اوست . آنکه مرا آفرید و با محبت خود پروراند و در دامان خود طعم هستی چشاند . آنکه پس از خلقتم راه نمایاند و از ظلمات نفسم بیرون رهاند و به مسیر هدایت خویش خواند . و آنکه آب و نانم چشاند و همواره همراهم ماند . اوست که سزلوار ستایش است و سرچشمه بخشش . آنهمه نیکی از آن اوست ، پس چگونه رو به سوی غیر او دارم ؟ نمی توانم ... گرچه کنه حقیقت را ندانم اما از او دست کشیدن نتوانم . همه آفرینش آسمانها و زمین و زیباییهای خلقت نشانه های اوست که مرا با آنان به خود می خواند . آنگاه که صدای پرندگان و برگهای درختان و باد و آب و آفتاب درخشان را در ستایشش می شنوم ، تنها و تنها می خواهم با آنان هم نوا گردم و او را بخوانم که پروردگارم . تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم . ما را همواره به راه راست هدایت کن . راه آنانی که به آنها نعمت داده ای ... دوستان خود و بندگان صالحت. نه انان که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان . آمین.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:15  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارا ... این همان بنده غافل و سرگردان توست . آن بنده ای که جز به خواست تو قادر به عملی نیست و همواره چشم به راه لطف و رحمت توست . آن بنده ای که چاره ای ندارد جز پناه بردن به تو از شر هر آنچه بدی که در دنیاست ، و پناه ببرد به تو از شر وسوسه های شیطان و لشکر او ... و پناه برد به تو از غیر تو ... و این منتهای خواهش اوست . اینکه دمی او را در این وانفسای حسرت تنها مگذاری تا حیران شود و او را نرانی از بارگاه خود ... که هر جا رود در حدود حکومت توست و فراری نیست . پس به او پناه ده و در دامان خود او را بپروران و با نیکان خود همنشینش گردان و از بدان دور گردان . اگر اینگونه با تو سخن گفت از سر شرمساری اوست که روی سر یلند کردن ندارد اما از خموشی هم بیمناک است . پس تو به بزرگی خود بر بهترین مخلوقاتت ، محمد و خاندان پاکیزه اش ، درود فرست . به امید لطف و رحمت تو ، ای مهربانترین مهربانان .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 16:48  توسط طاهره اسلامی | 

ای آنکه شگفتیهای بزرگی تو را پایانی نیست . بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از گمراهی در شناخت عظمت خود بازدار . ای آنکه مدت فرمانروایی تو بی نهایت است . بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از بند انتقام خود رهایی بخش . ای آنکه گنجینه های رحمتت به پایان نرسد ، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از رحمت خود بهره ای عطا فرما . ای آنکه دیده ها همه از دیدنت فرو مانند . بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را به آستان قرب خود نزدیک نما . ای آنکه خبر های پنهان نزد تو آشکار است . بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را نزد خود رسوا مکن . و ای آنکه در برابر بزرگی تو ، هر چیز بزرگدیگری ناچیز است ، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را نزد خود گرامی دار . آمین .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 16:3  توسط طاهره اسلامی | 
پروردگارم .تنها و تنها یاد تو آرام بخش دل من است و تنها امید به توست که مرا از تلاتم سختی های دنیا رها می کند و به درگاه گشایش تو می نشاند . پس تو دستگیرم باش . بر بهترین خلقت محمد و خاندان مطهرش درود و رحمت بر کران فرست و ما را همنشین ایشان قرار بده .  من بنده توام و با تو آرام می گیرم . پروردگارم . هرآنچه بر من روا می داری می پذیرم گرچه در حکمت آن فرو می مانم . تو را همیشه شکر می گویم و به درگاهت امید دارم . آمین
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:1  توسط طاهره اسلامی | 

خدایا ، ای پناه بی پناهان و ای همراه بی همراهان . در های رحمت خود را بروی ما بگشا و ما را در سرزمین بی پایان محبت خویش وارد کن . نیکوکاری و حسن نیت و امانتداری را به ما بیاموز . ما را از رنج حسد و تکبر و غرور رها ساز . ما را آسایش فروتنی و ایمان و محبت به مردم عطا فرما . ما را از کدورت بدگویی و بد گمانی و بد خواهی دور نما . به ما توفیق حرکت به سمت خود و عمل خالصانه در راه خود عطا نما . به امید بخشش تو . ای بخشنده و ای بزرگوار .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 9:15  توسط طاهره اسلامی | 
خدایا ، ای آنکه گنهکاران از رحمت تو یاری خواهند. ای آنکه درماندگان به یادکرد احسان تو امان جویند . ای آنکه خطا ییشگان از بیم تو با فریاد بگریند . ای مونس مردم گریزان دور از دیار . ای غمگسار غم زدگان و دلشکستگان .ای فریاد رس بی کسان بی یاور . ای یاور نیازمندان رانده شده . تویی که رحمت و دانشت در همه جا فراگیر شده . تویی که هر آفریده را از نعمت خود بهره مند کردی . تویی که بیش از آنچه کیفر می دهی می گذری . تویی که پیش از به خشم آمدن مهر می ورزی . تویی که ....
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:45  توسط طاهره اسلامی | 

پروردگارا، تویی آنکه در امور مهم بخوانندش و در ناگواری ها بدو پناه برند . هیچ بلایی از ما بر نگردد مگر تو آن بلا را بگردانی و هیچ اندوهی برطرف نشود ، مگر تو آن را از دل برنی . آنچه را تو بر من وارد آورده ای ، هیچ کس باز نبرد و آنچه تو به سوی من روان کرده ای ، کسی بر نگرداند . دری را که تو بسته باشی ، کس نگشاید و دری را که تو گشوده باشی ، کس نتواند بست . آن کار را که تو دشوار کنی ، هیچ کس آسان نکند و آن کس را که تو خوار گردانی ، کسی مدد نرساند . پس برآخرین فرستاده ات محمد و خاندان مطهرش درود فرست . ای پروردگار من ، به احسان خویش ، در آسایش برویم بگشا و به نیروی خود ، سختی اندوهم را در هم شکن . و در آنچه زبان شکایت بدان گشوده ام ، به نیکی بنگر و مرا در آنچه از تو خواسته ام ، شیرینی استجابت بچشان . و از پیش خود ، رحمت و گشایشی به من عطا فرما ... و مرا به سبب گرفتاری آن ، از انجام آنچه مرا بدان امر کرده ای و پیروی آیین خود باز مدار . به امید تو ای صاحب عرش عظیم ...

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:44  توسط طاهره اسلامی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مدتها دنبال کلامی می گشتم که با او سخن بگم . روزی معلمی به من آموخت و من باور نداشتم . زمان گذشت و روزی من معلم شدم و به درسهای معلمم رجوع کردم ... و دیدم زیبا ترین کلام دنیاست . آنچه می نویسم گاه از دل می نویسم و گاه از درسهای معلم . برگردانی است از آنچه همیشه غریبه می دانستم ... چون ایرانی بودم و فارسی زبان . اما امروز میدانم که خلوت دل نیست جای صحبت اغیار . با دلی آشنا به خلوت من خوش آمدید.

نوشته های پیشین
آذر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
نویسندگان
طاهره اسلامی
طاهره
پیوندها
فیلمنامه من و تو(طاهره)
وبنوشته(کاکو شیرازی)
دلنوشت(سید مهدی طاهری)
دست نوشته ها(علیرضا طاهری نیا)
حرفهای نا تمام(رسول)
یادداشت(شهاب مرادی)
دعا و مناجات
vargha(نیایش)
همین نزدیکا(محراب عزیزی)
دست نوشته(سید مهدی شجاعی)
مشق شب
سامی یوسف
نمایندگی مجاز(محمدرضازائری)
تفکر نو
پایگیه خبری سیاوشون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM